كسي چه مي داند از كدام در مي خواهد بيايد تو؟ كسي چه مي داند بيايد چه با خود همراه دارد. كسي چه مي داند كه با صداي چي مي آيد؟ كسي... چه مي داند؟

 و شايد اصلا درستش هم همين باشد كه كسي نداند. و از اين جبر ، راحت درگذرد و به اختيار برسد. بداند كه قرار است به چيزهايي كه مي خواهد، با اختيار برسد. بداند كه هيچ چيز بدون تلاش به دست نمي آيد. بداند كه روزهاي خوب را خود مي تواند رقم بزند.

بهار از راه رسيده. باران همه جا را تازه كرده. و تو مانده اي و سالي ديگر كه در پيشت است. تصميمت را بگير...

و سلام... و آروزي يك سال خوب براي همه ي دوستان خوبم.

اينجا هذيان هاي يك آقاي مثلا نويسنده

در يك قدمي بهار

امضا : عمو رايتر

+ ببخشيد كه با تاخير، عجله اي و بي كيفيت و البته همراه با تپق از آب دراومده اين متن خواني! بشنويد:

گفتار همين متن

+ آهنگ بهار بهار... با صداي ناصر عبداللهي

+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت 20:12 توسط آقای مثلا نویسنده |