قراره امشب یه گوشه ای از دنیا مال تو باشه، که بتونی رو به هر سمتی که بیشتر احساسش کردی و در هر حالتی که بهتر بودنش رو فهمیدی، چند لحظه بشینی، آروم بگیری و باهاش حرف بزنی.تو که یه وقتایی قهر بودی باهاش، تو که یه وقتایی یادت رفت ازش، تو که یه وقتایی غافل بودی. غافل. لغت آشناییه، نه؟ قراره امشب یه گوشه ای از این دنیا سهم تو باشه که بتونی حواست رو جمع کنی و با خودت یکم حساب کتاب کنی. ببینی چندچندی؟ ببینی که چندتا گل به خودی زدی و چندتا تک به تک خراب کردی؟ به تو چند ساعت وقت عزیز و درجه یک دادن تا یادت بیاد که کی هستی و کجایی و قراره کجا باشی. کجا؟ کجایی مسافر زمینی خدا؟ گجایی و اون کوشه ای که مال تویه کجاست؟

و چه رمضان ها و شب قدرها که بیاد و بره و تو نباشی. من نباشم. چه شب های نوزدهم و بیست و یکم و بیست سوم که بیاد که من و تو نباشیم. چه قدرها؟ چه قدرهایی که بیاد. چقدر، ها؟

ولی همه ی امشب باید یاد کرد از یک آدم بزرگ. یک آدم بی انتها مهم. یک آدم به بزرگی علی -علیه السلام- یک آدم به بزرگی نام علی. یک آدم که بسیار غریب ماند و مظلوم.غربتی به اندازه ی غفلت یک تاریخ. غریب بودنی از جنس فهمیده نشدن. علی که در زمان حیاتش هرگز توسط آدم های هم دوره اش فهمیده نشد. اصلا شناخته نشد. چه بدتر از این. علی غریب بود. و بدتر از اینکه هنوز هم همان قدر غریب است. می توانم با قاطعیت بگویم همان قدر. هنوز هم فهمیده نشده و صد اسفا که تلاشی هم برای فهمیدنش نمیشود. و همه در زبان قاصر خود علی را خلاصه کرده ایم و از سیره و منش او غافل بوده ایم و هستیم. علی، امشب آسمان و زمین تحت تاثیر نامش هستند. علی.

دوستان خوبم، رفقا، امشب و این شب ها، هر اندازه که تو دلتون اتفاقای خوبی افتاد و هر اندازه که خدا رو حس کردید، یاد من حقیر هم باشین. دعای خیرتون رو شامل حال زار و نزار ما هم بکنید. بدونید که امشب یه گوشه ای از این دنیا و لحظاتی از همه ی ساعت ها مال شماست و متعلق به ساحت شما، برای باور کردن خیلی از چیزهایی که از خاطرتون محو شده بود یا خوشبینانه تر اینکه کمرنگ شده بود. امشب یک پنجره و یک عالمه نور منتظر تویند، که آن گوشه ای که باید باشی، باشی و سر به سوی نور بگیری و دست دراز کنی و نور را بگیری و خودت را بکشی بالا. این گوشه جایی برای رشد توست. برای تعالی ات. این شما و این هم اون گوشه ای که مال شماست. این شما و این لحظاتی که به نام شماست.

سلام شب های قدر...



*** دیوارهای رابطه - اثر خانم زینب حسین پور


+ با هر چه عشق، نام تو را می توان نوشت؟؟ /  روا باشد/ هذا القران مهجورا / غمت سنگینه مولا / درِ شیشه ی مربای آلبالو / یک رب مانده تا پاراگراف آبی

* به دادم برس - داریوش اقدامی

+ نوشته شده در دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۲ساعت 23:25 توسط آقای مثلا نویسنده |